خرید بک لینک

They lucked me up

They hurt me so bad

Im hurting

And no one is around to help me

Im dying

Piece by piece

It's hurting

No one is here to help me

Im helpless

My chest is full of pain...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

دیگر در این نشانی به دنبال من نگردید

من خیلی وقت است مرده

از من هیچ نمانده

من همان روز مرد

کلک من همان روز کنده شد

به گمانم ان روز اخرین روز من بود و با غروب خورشید من هم تمام شد...!

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

I forgot my name... I totally lose my self I don't know who i am right now But they keep me alive Yes im still alive... My heart still beating But.. Its not me enymore I want my self back I reme

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

میشنوم صدای سکوت را....
برای بار دوم برای کنکور ثبت نام کردم
امسال دیگر نمیبازم...
دیگر نمیبازم

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

نمیبازم کم نمی آورم زانو نمیزنم نفس عمیقی میکشم و دوباره شروع میکنم صدای پای ارباب زمین را می شنوید؟ همه برای من می ایستاده اند زمین برای من ایستاده دنیا برای من ایستاده اراده ی من سنگ را ذوب می

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

سال بعد همین موقع هرکجا که هستی «من» فراموش نکن چه کشیدی فراموش نکن چشم هایت میسوخت فراموش نکن از بی خوابی نفس کم می اوردی فراموش نکن مجبور بودی غذا نخوری تا خوابت نبرد فراموش نکن چه کشیدی راه در

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 19:56

با من بیا .. به سرزمینِ دلِ بیقرارِ من .. بیتاب شو .. با دلم .. من شریکی برایِ بیتابیِ شبانه می خواهم .. با من بیا .. به سرزمینِ ساکت و پر از رمز و رازِ شب آنجا که من با ترسها و خستگی هایِ دلم تنهایم

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

اسمان امشب صاف صاف بود برای اولین بار بود که اسمان را بدون ابر میدیدم و ماه کامل را از پشت ابر بیرون امده لکه های ماه به خوبی دیده می شد برای یک لحظه احساس کردم همه ی ما و جهان هستیمان در کیسه ی زباله

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

Guess i had my last chance

And now this our last Dance....

Baby

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

باد ابر هارا جابه جا می کندمرا هم خودم را دست باد میبینم مانند برگی شناور بر روی اب زندگی بازی کودکانه ایست بازی ای که می تواند گاهی بی رحمانه باشد گاهی انقدر مستانه که اشک از پیچ تاب های زیبایش بر

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

I think i just found my self...

Download

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

دلم تنگ شده برای زنده بودن از صبح تا شب درس خواندن از من یک مرده ساخته چند دقیقه به یک اهنگ گوش دادن مانند قطره قطره اب برو روی کویر خشک وجود من است دلم میخواهد حرف بزنم با کسی که به حرف هایم نخن

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

Can i just stand up and see me as who can do anything?

What happened to me?

How am get here???

I hate wherI'm standing

I hate to be like this...


برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

سکوت این جاده تنین انداز شده صدایی نمی اید همه غرق مطالعه اند فانوس بدست از کوچه ای به کوچه ی دیگر برای پیدا کردن مسیر موفقیت... به راستی که موفقیت را پیدا می کنند؟ تراز های بالا را میبینی این ها

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

Im just beaten by the way i live

I've always been the best but whattt happened to me?

Why am i here?

I would come over this

And i would be the greatest ever...

Im not gaa lose my dream

Never...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:36

دیروز ساعت 8صبح به کلاس ریاضی رفتم و ساعت 3 از انجا مستقیما به کلاس فیزیک در کرمانشاه رفتیم و یک ساعت در راه بودیم و من درست 8 صبح از خانه بیرون زدم و 8 شب به خانه رسیدم و من راضی ام که چقدر خوب می اموزم و با تمام این درس ها ثانیه ای احساس خستگی نمیکنم و من به تازگی فهمیده ام خوشحالی یک کنکوری به ریاضی بلد بودن است و اگر میشد شیمی ام را بالا میاوردم شاید پ

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 1:40

پارسال همین موقع ها بود که میخواست نتایج المپیاد معلوم بشهمن شب تا صبح التماس میکردم به خدا که قبول بشم اما یه چیزی از ته دلم میدونست که قبول نمیشم درصدم رو هر شب حساب میکردم اما حتی یه درصدم روش نمیرفت از فکر اون روزا دلم میخواد خودم رو بکشم من چطور زنده موندم ؟ و چطور حالا که زنده موندم به جای این که تمام تلاشمو بکنم تا امسال هم مثل دو سال قبل نشم نشستم

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 1:40

من یک جراح خواهم شد کسی که به سختی انسان ها پایان خوشی میدهد یکی مثل دکتر بهرام ابادی از میان تمام انسان های خوب و بد... قهرمان زندگی من یک جراح است که باوجود این که مدرکش از بهترین دانشگاه کشور است اما در یک شهر کوچک و دورافتاده در غرب کشور کار می کند او قهرمان من است شاید هرگز حال مرا در این لحظه نفهمید اما زندگی من بدون جراح شدن بی معنی می شود من باید ی

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 1:40

خدایا بهم رحم کن . . عربی امشب امتحان داریم باید ریاضی هم میخواندم ک نخواندم فیزیکم کللللی مانده پایه اصلا نخواندم خیلی وقته خدایا دلم خیلی گرفته بهم یه سیب بهشتی از درخت محبتت بده خدایا من نمیتونم واسه خودم خوشی بخرم خدیا خوشیای این دنیا زود گزرن خدایا یادته گفتم منو محکم بزن زمین تا محکم بالا بیام خدایا مرسی مرسی که به حرفام گوش میدی مرسی ک از ته دلم

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 1:40

دم دمای کنکور است و همه میپرسند ایا با فلان و فلان درصد میشود پزشک شد

ایا من قبول میشوم و از این دست سوال ها

چیزی ک حال مرا خوب میکند این جمله است:

احتمالش هست که من قبول شوم

و میشوم

و میشوم

....

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 1:40

صفحه بندی